است؛ 2) شبهجزيرهٴ اسپانيا؛ 3) فرانسه؛ 4) انگلستان؛ 5) آلمان؛ 6) بوهميا؛ 7) ايسلند؛ 8) شرق مسيحي.
1. ايتاليا. گروه ايتاليايي چنان مفصل است (قريب سي نفر)، كه انسان ميخواهد آن را به گروههاي فرعي تقسيم كند، ولي اينكار اندكي سخت خواهد بود، زيرا بسياري افراد در گروههاي متعدد جاي خواهند گرفت. جالبتر اين است كه آنها را تاحدي بهترتيب تاريخي معرفي كنيم.
نخستين شخص ديونيزيو كُلهٴ دوم بود، كه در نيمهٴ قرن در بلونو معرف خانوادهٴ معروفي از پزشكان قديمي است. او رسالهاي درباب طاعون نوشت كه خود بدان مبتلا شدهبود. رسالهٴ ديگري دربارهٴ طاعون را فرانسيسكوس دو گانليس نوشت، كه در سال 1351 استاد دانشگاه پروجا بود و هنگامي كه آن بيماري مرگزا ساكنان شهر را تهديد ميكرد، از او خواستهشد تا توصيههايي براي پيشگيري از بيماري بنويسد. دينوديني فلورانسي سنّت دامپزشكي را دنبال كرد. جاكومو دي دوندي مجموعهٴ بزرگي از نسخهها را گردآورد كه شهرتي يافت و قريب دو قرن مورداستفاده قرارگرفت. گيللمودي ماراي پادوايي رسالهاي درباب
سموم نوشت، كه در سرزميني پراز كينههاي شديد و رقابتهاي شيطاني موضوعي مورد توجه بود. گويدو دابانيولو معرف پزشكان درباري و انسانگرايان بود؛ وي بخشي از عمرش را در قبرس گذراند و كتابخانهٴ بزرگي فراهم ساخت. از گويدو نوشتهاي دردست نيست؛ درعوض پزشك انسانگراي ديگري بهنام توماسو دل گاربو آثار فراواني باقي گذاشت، كه تا سدهٴ شانزدهم تدريس ميشدند. مهمترين آنها يك دايرةالمعارف پزشكي بود. توماسو، با تادئو آلدروتي و با پدر خودش دينو دل گاربو به رقابت پرداخت. بخش مهمي از فعاليت وي مانند آن دو، به تفسير آثار كهن كلاسيك مصروف شد؛ ازقبيل آثار جالينوس، ابنسينا و حتي كتابالنفس ارسطو. او (پس از 1348) و همچنين جوواني دي دوندي پيش از سال 1371، كاردو داميلانو در سال 1378، نيكولو دي بورگو در سال 1382، فرانچيسكينو كولينيانو در سال 1382، جوواني داسانتاسوفيا و نيكولودا اودينه در سال 1390، پيترو دا توسينيانو در سال 1398، و غيره دربارهٴ طاعون نوشتند. ياكوپو دا آركوا، كه به سِمَتِ پزشك شاه مجارستان مفتخرشد، دستورهاي پزشكي و شرح آثار جالينوس را نوشت.
جوواني دي دوندي پزشك امپراتور كارل چهارم بود و مانند پدرش جاكوموي مذكور به خواص طبي چشمههاي آبگرم آبانو (نزديك پادوا) توجه داشت. وي داراي ذهن علمي بود و با موضوعات طبي از جنبهٴ طبيعي برخورد ميكرد. جوواني داسانتاسوفيا كتابي در اعمال طبي و شرحهايي بر رسالههاي بقراط، جالينوس و ابنسينا نوشت. آثار زيادي به كريستوفوروس دو هونستيس منسوب است، كه معروفترينش ادويهٴ مفردهاي بهصورت شرح قرابادين ماسويه كهتر است. سيلانوس دو نيگريس شرحي برباب نهم كتاب المنصوري رازي نوشت و عقايد خود را درباب اعمال طبي در آن اظهاركرد. رسالهٴ كوچكي در زمينهٴ پزشكي به بارتولوميو داپيزا